کودک شیرین من

مطالب آموزنده برای مراقبت های اولیه از کودکان

این مطالب از "Become a baby sleep expert" نوشته Richard Jenkinson ترجمه شده است.

فصل اول: اطلاعات مهم درباره خواب

1-1 چرا بچه ها به خواب بیشتری نیاز دارند؟

سرعت یادگیری بچه ها فوق العاده است و در طول بیداری اطلاعات خیلی زیادی وارد مغزشان میشود که باید آنها را هضم و دسته بندی بکنند. بهنگام خواب مغز این اطلاعات را ساماندهی میکند. همچنین خواب زمان تجدید مواد شیمیایی مغز و بدن، جهت آمادگی برای یک روز فعال دیگر هست.

1-2 چه میزان خواب لازم هست؟

اغلب والدین نگران هستند که آیا کودکشان به اندازه کافی میخوابد یا نه؟ و گاه بعضی والدین اظهار میکنند که کودکشان خیلی زیاد میخوابد!

فکر میکنم دانستن میزان خواب لازم برای بچه ها در سنین مختلف برای والدین مفید باشد. در هر صورت مهم این است که بخاطر بسپارید میزان ساعات خواب بچه ها با هم تفاوت بزرگی دارد. بعضی از نوزادان ممکن است 21 ساعت در شبانه روز بخوابند در حالی که برخی دیگر ممکن است تنها 8 ساعت بخوابند. روش فهمیدن اینکه آیا کودک شما به اندازه کافی میخوابد یا نه، این است که ببینید آیا موقع بیدار شدن شاد هست؟ اگر که شاد باشد، به اندازه کافی خوابیده است ولی اگر خسته و تحریک پذیر به نظر بیاید، احتیاج به خواب طولانی تری دارد.

1-3 آیا مشکلات خواب عمومیت دارد؟

بین 1/5 تا 1/3 خانواده ها گزارش داده اند که فرزندانشان در سالهای قبل از مدرسه مشکل خواب داشته است.

1-4 دانستن علت بیدار شدن بچه ها در طول شب 

دانستن علت بیدار شدن نوزادان در طول شب خیلی مهم است. در چند ماه اول که نوزاد احتیاجات ضروری زیادی دارد، توانایی ارتباط کلامی برقرار کردنش هنوز  پایین است. مثلا معده او خیلی سریع شیر را هضم میکند و اگر محرک گرسنگی او را بیدار نکند، نوزاد میزان تغذیه لازم متناسب با سن اش را دریافت نخواهد کرد. بهمان ترتیب نوزادان در حال یادگیری تنظیم دما هستند و این یک مکانیسم دفاعی است که اگر خیلی سرد یا گرمشان بشود بیدار شوند.  بنابراین این مکانیسم ها برای رنجاندن والدین بوجود نیامده اند بلکه جهت اطمینان از آرامش و سلامت نوزاد هستند. 

1-5دانستن مراحل خواب

وقتی یک بزرگسال به خواب می رود، فعالیت های مغزی اش کند میشوند و اجازه میدهند که شخص به فاز عمیق خواب وارد شود. در طول این مرحله بدن شخص به سختی تکان میخورد، تنفس کند و منظم هست و ماهیچه ها ریلکس و شل هستند. بعد از حدود یک و نیم ساعت مغز دوباره فعال میشود و شخص وارد مرحله خواب سبک میشود. در طول این زمان هست که ممکن است شخص وارد مرحله (REM (Rapid-Eye-Movement خواب که اکثر رویاها اتفاق می افتد بشود. این دوره های عمیق/سبک در طول شب تقریبا هر دو ساعت تکرار میشوند که تقریبا بطور متوسط بزرگسالان در هر شبانه روز 6 ساعت خواب عمیق و 2 ساعت خواب سبک دارند.

بچه ها نیاز به سرپرستی و کمک برای خوابیدن دارند برای اینکه بر خلاف بزرگسالان آنها فقط بعد از یک مرحله خواب سبک اولیه وارد مرحله خواب سنگین میشوند. اجازه بدهید ببینیم چه تعداد از شما این را گزارش میکنید: تصور کنید شما دارید برنامه خواب روزانه تان با فرزندتان را اجرا میکنید. شما آواز میخوانید، قدم میزنید، شیر میدهید و ... تا زمانی که کودکتان در آغوش شما بخواب میرود. چشمهای او کاملا بسته است، پلک های او ممکن است حرکت کند و او ممکن است یک لحظه دهانش را جمع کند یا لحظه ای لبخند بزند که به پوزخند های خواب معروف است. و درست زمانی که شما فکر میکنید وقت آن است که او را در تخت خودش قرار دهید و یواشکی از اتاق بیرون بروید، او بیدار میشود و شروع به گریه کردن میکند. چرا چنین اتفاقی می افتد؟ احتمالا به این دلیل که او هنوز نخوابیده بود و فقط در مرحله خواب سبک بود. دفعه بعد که کودکتان را می خوابانید منتظر شوید که این مرحله (خواب سبک) تمام شود.( تقریبا 20 دقیقه طول میکشد). صبر کنید تا لب جمع کردن و لبخند زدن ها تمام شود، تنفس منظم تر شود و عضلات شل شود طوری که دست و پا آویزان بشود. اینها نشانه هایی هستند که کودک وارد مرحله عمیق خواب شده است و شانس شما برای اینکه با موفقیت او را در تخت خودش قرار دهید و ترک اش کنید افزایش می یابد.

مشابه بزرگسالان، کودکان هم دوره های خواب سبک/سنگین دارند ولی دوره های آنها بطور واضحی کوتاه تر است. کودکان هر یک ساعت وارد مرحله خواب سبک میشوند و اگر هر گونه محرکی در این زمان وجود داشته باشد، مثلا گرسنگی، بیدارشان خواهد کرد.

برخی تازه والد ها زمانی را صرف تماشای کودک به خواب رفته خود می کنند، اگر شما هم اینکار را میکنید ممکن است حوالی زمان بیدار شدن کودکتان نشانه های خواب سبک را ببینید، در این زمان شما میتوانید با آرام قرار دادن دستتان روی شکم کودک و زمزمه کلمات آرامش بخش و یا به آرامی خواندن لالایی مورد علاقه او، او را بدون بیدار شدن مجددا بخوابانید. گاه اگر بگذارید کودک بفهمد که شما آنجا هستید، او را آرام میکند و دوباره به خواب عمیق برمیگرداند. اگر کودک از شیر مادر تغذیه میکند در صورتی که مادر بخواهد در این مرحله با لالایی کودک را به خواب عمیق بر گرداند ممکن است او به بوی شیر بیدار شود و بنابراین پدرها موفقیت بیشتری ممکن است با این تکنیک داشته باشند.

1-5 گریه کردن

یک تئوری وجود دارد که به شما پیشنهاد میکند به گریه های کودکتان در طول شب توجه نکنید تا با این روش به بیاموزید که خودش را آرام کند و به خواب رود، که بنابراین دیگر شما را هم اذیت نخواهد کرد. باید بگویم این بدترین نصیحتی است که تا بحال شنیده ام. کودک در اولین مراحل رشدش بسیار آسیب پذیر هست و وظیفه بیولوژیکی پدر و مادر است که به تمام نیاز های فرزندشان پاسخ دهند. اینکه بگذارید کودک گریه کند از نظر روانی و فیزیولوژیکی برای کودک در اولین مراحل رشداش آسیب پذیر است. نقطه ای در مراحل رشد هست که لازم است کودک یاد بگیرد خود را آرام کند و ما این را در فصل 5 این کتاب* بحث خواهیم کرد. به هر حال تا جایی که بعنوان درست ترین و مطمئن ترین روش برای مراقبت از نوزاد خود مد نظر قرار داده شده این است که هر چه او نیاز دارد برایش فراهم کنیم که البته شامل شب نخوابی های والدین هم میشود.

--------------------------------------------

*فصل 5 این کتاب در مورد زمان مناسب برای گفتن "نه" به گریه های شبانه کودک و آموزش تکنیکهای موثر در کمک به بهتر خوابیدن کودک هست. در یک جمله بگم که این سن را بعد از 4 ماهگی اعلام کرده ولی نه برای همه کودکان!

سعی خواهم کرد در پست بعدی ترجمه فصل 5 را بگذارم.

------------------------------------------

مطلب پایین تجربه شیرین عزیز در مورد پسر نازنین اش هست. (آیین جون 6 ماهه است):

 "... بنظر رسيد آيين گرسنه بوده كه شبها نمي خوابيده. الان 2 شبه قبل از خوابش بهش يك وعده كامل سوپ ميدم ، بعدش شير خودم و اگر خورد شير خشكنیشخند ( ديگه مونده منو بخوره) ، و خدا رو شكر خيلي خوابش خوب شد.

فقط شب اول كمي گريه كرد گریه كه منهم پا به پاش گريه كردم ، البته نذاشتم گريه اش خيلي شديد بشه. همون يكبار بود. تو اين 2 شب بقيه مواقع كمي غرغر ميكنه با كمي گريه كه تو تخت خودش ماساژش دادم و زود آروم شد.
حالا خدا كنه شبهاي ديگه هم آروم باشه.
تو اين 2 شب هر شب فقط 2 بار پاشد كه خوب بهش شير دادم ، اما وقتي احساس ميكردم ديگه شير نميخواد و فقط عادتا مك ميزنه ، برش گردوندم تو تختشو با ماساژ خوابوندمش."

ممنونیم شیرین جون از لطفت. آیین گلم رو ببوس حسابی. عزیزم چند روزه وبلاگت باز نمیشه!!!!

-------------------------------------------

شایلی عزیز هم لطف کرده و تجربه خوبش رو نوشته. خیلی ممنون شایلی جون. برای شاینا شاهدونه خواب شیرین و خوبی آرزو میکنیم. بوووس برای شاهدونمون.

"راستش منهم زمانیکه شاینا نوزاد بود به هیچ وجه مشکل خواب نداشتیم گاهی تا 5 یا 6 ساعت رو راحت میخوابید و همه معتقد بودند به خاطر اینه که شیرم چربه و اونو خوب سیر نگه میداره چون موقع بیداری هم هر 3 ساعت شیر میخواست و تو فاصله زمانی کمتر محال بود شیر بخوره این بود که خوابهای شبونه راحتی رو داشتیم البته کنارم میخوابید و اگه دستشو تو دستم میگرفتم اگه هم کمی وول میخورد آروم میشد...
اما از حدود 7 و 8 ماهگی خوابهای شبونه اش کاملا بی نظم شد و این همزمان با زمانی بود که دیگه شیر منو نخورد اما غذا خوب میخورد... خودم حدس میزدم ممکنه به خاطر تاخیر تو درست کردن شیر باشه که چون طول میکشه و مثل شیر مادر نیست شاینا شاکی میشه ولی هرچه شیرو سریع تر درست میکردیم هم باز شاینا گریه میکرد...
روشهای مختلفی رو آزمایش کردیم و خودم به این نتایج رسیدم... حتما سیر سیر باشه برخلاف تصور خیلیها که میگن بچه رو سنگین نکنین و خیلی بهش غذا ندین شبهایی که شاینا دیر و خوب غذا میخورد خوب هم میخوابید... تو طول روز تحرکش زیاد باشه... موقع دندون درآوردن نباشه... هوای اتاق خنک باشه چون اکثر بچه ها از گرما متنفرند خلاف تصور ما که بچه رو می پوشونیم... و یه نکته جالب اینکه تو طول روز خیلی تلویزیون نگاه نکرده باشه چون خیلیها میگن بچه ممکنه خواب ببینه و همون اذیتش کنه... و متاسفانه هنوز هم شاینا عادت داره حتما من کنارش باشم و اگه حضور منو کنارش حس کنه دیگه بیدار نمیشه حتی اگه خونه باشم ولی کنارش دراز نکشیده باشم اونقدر دم به دقیقه نق میزنه تا منم بیام بخوابم و اون وقت خیالش راحت میشه و میخوابه...
این هم تجربه نصفه نیمه من... چون هنوز هم با رعایت همه اینها گاها مشکل خواب داریم"

----------------------------------------

اینم تجربه هنا عزیزمون در مورد پروژه خواب دختر خوشگلش سارا جون هست. ممنونیم و برای سارا گلمون آرزوی خواب راحت و شیرین میکنیم. بوووووس برای سارا خانومی

"... راستش سارای من تا همین ده ماهگی شب ها خیلی خوب میخوابید. مدل خوابیدنش هم به این صورت بود که یا بغل باباییش که براش لالایی میخوند میخوابید یا وقتی که بغل من شیر می خورد. که خوب من خیلی تلاش کردم که یه راه مناسب تر براش پیدا کنم که به نتیجه ی مسلمی نرسیدم. منتها چون با شیر خوردن خوابیدنش برام خیلی سخت بود سعی کردم که کم کم به روی پا خوابیدن عادتش بدم. اوایل شیر میخورد و هنوز خوابش عمیق نشده میگذاشتمش روی پام که خیلی مقاومت می کرد. اما الان روی پای باباش یا کسان دیگه راحت میخوابه ولی اگر من باشم دوست داره اول یه پرس شیر بخوره بعدا بره روی پا که گاهی با کتاب خوندن و شعر خوندن ازخیرش میگذره و خودش برای خودش آواز میخونه تا بخوابه.
خلاصه.
تا ده ماهگی شب ها ساعت ده میخوابید و صبحها پنج صبح بیدار میشد و حداکثر یکبار بیداری داشتیم. الان هم که یکسالشه شبها ساعت نه-ده میخوابه تا شش-هفت صبح و یکبار رو حتما بیدار میشه ممکنه به دوبار یا نهایتا سه بار برسه منتها مساله ای که جدیدا داریم اینه که اگر نصفه شب خیلی بیدار بشه تا کنارش نخوابم و دستش بهم نخوره آروم نمیشه. البته فکر می کنم طبیعیه و مساله نیست. یک نکته ی که من در مورد دخترکم داشتم مکیدن شست بود که اوایل خیلی شدید بود. یعنی حتما یا باید باشیر من میخوابید یا اینکه اونقدر شست می مکید تا خوابش ببره. تلاش من برای عادت دادن به روی پا خوابیدن هم برای ترک این عادت یا کم کردنش بود. الان خدا رو شکر خیلی خیلی کم شده و درطول روز که تقریبا هیچی (اگر استرس خاصی وجود نداشته باشه) و در طول شب در صورت تاخیر در شیر دادن و ... از شستش به عنوان کمکی استفاده می کنه!
در طول ماه گذشته من با مطالعه مصرانه این سایتها برای استقلال بچه ها توی خوابیدن واقعا گیج میشدم. یکبار هم تلاش کردم که چون باعث بی قراری خیلی شدید سارا شد نهایتا با گریه ی هردومون بی خیال شدیم. من نمیدونم چه طوری میشه به بچه کمک کرد که خودش بخوابه؟ اون هم به خوبی و خوشی؟ باید حتما بچه اونهمه گریه کنه تا یاد بگیره؟ خوش یاد نمیگیره؟ خیلی دوست داشتم که با تجربه هایی که حالا نی نی هاشون مستقل میخوابند برامون می نوشتند که چه طور این فرایند براشون طی شده."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 20:23  توسط پروین  |