X
تبلیغات
کودک شیرین من - رشد و تکامل

کودک شیرین من

مطالب آموزنده برای مراقبت های اولیه از کودکان

حدودا از دو سالگی کیاراد شروع کردیم به تصویر سازی و آماده کردن ذهنش برای این قدم مهم در راستای استقلال. برایش می گفتیم که بچه ها وقتی خیلی کوچیک هستند مثل فلانی..(اسم بچه کوچیک هایی که کیاراد می شناخت)، آن موقع ها که دندان هم ندارند از سی نه مامان هاشون شیر می خورند و بعدا که بزرگ می شوند دیگر تصمیم می گیرند که شیر نخورند و به جای آن موقع خواب با قصه می خوابند. کیاراد هم هر از گاهی می گفت که دیگر بزرگ شده و تصمیم گرفته شیر نخورد و بعد از یک قصه شنیدن می گفت حالا کمی کوچولو شده ام! یک بار شیر بخورم بعدا باز بزرگ می شوم و نمی خورم...ما هم اصرار و عجله ای نداشتیم که طرح را ضربتی اجرا کنیم...کم کم اضافه کردیم که وقتی بچه های بزرگتر زیاد شیر بخورند شیر تلخ می شود...کیاراد هم به عنوان راه حل از هر سی نه کمی می خورد و بعد عوضش می کرد که مبادا زیاد بخورد و تلخ شود. بعد که برایش توضیح دادم که در طول روز اگه چندین مرتبه شیر بخورد تلخ می شود نه اینکه هر بار که شیر می خورد، و این چنین خودم هم از هر دقیقه عوض کردن سی نه راحت شدم...همین حرف ها نه به صورت آزار دهنده بلکه با ملایمت و پیشنهادی ادامه داشت...البته گاه لیمو ترش را هم به عنوان تغییر طعم امتحان می کردم که نظرش را بدانم و ظاهرا چندان موثر نبود...به تغییر رنگ سی نه با حنا فکر می کردم که همسرم نظرشان این بود که اگر بچه بترسد چون نمی شود رنگ آن را هم زود شست ممکن است خیلی برایش ناراحت کننده باشد، در نتیجه کلا تصمیم به تلخ کردن گرفتیم. تلخ کردن با اندکی فلفل سیاه که تلخیش خیلی کم هست . چون می دیدم که کیاراد چیپس فلفلی را می خورد و برایش آزار دهنده نیست، عذاب وجدان خیلی زیادی نداشتم. ولی راست راستش هر بار که شیر می خورد با تصور اینکه این آخرین باری هست که شیر می خورد دلم می گرفت و نمی خواستم آخرین بار باشد...بار اول که تلخ بودن سی نه را تجربه کرد با تعجب گفت تلخ شده...با خوشحالی بغلش کردم و گفتم که پس دیگهر بزرگ شده ای...نگاهی به صورتش کردم و گفتم ببیین ریش هم داری در میاری (معمولا کیاراد از این موضوع ریش در آوردن خوشحال می شود). با بیسکویت و آب تلخی دهنش برطرف شد.

البته بگوبم که برای بار اول که خیلی کم تلخ کرده بودم و با خودم خیار و بیسکویت و آب آماده گذاشته بودم که اگر گریه کرد زود بدهم بخورد، دیدم کیاراد همینطور بدون اعتراض دارد شیر می خورد، پرسیدم تلخ اگر بشود به من  بگو ؟ گفت: کمی تلخ هست ولی خوشمزه شده!!! (یاد چیپس فلفلی افتادم و با خودم گفتم اینم لابد شیر فلفلی هست براش)

حالا هر بار وقتی در خواست شیر می کند قبلش کمی فلفل می زنم و بهش می گویم ممکنه تلخ باشد که خودش وقتی می بیند تلخ است نمی خورد.

دو روز اول هر 24 ساعت یک بار خورد. بعد 48 ساعت نخورد که من واقعا دلم برایش تنگ شده بود و حس می کردم خیلی وقت است او را ندیده ام !

بعد، 3 روز نصف شب ها یک بار می خورد و در طول روز خودش درخواست نمی کرد. حتی موقع خواب هم می گوید قصه بگو بخوابم. یک بار نصف شب بیدار شد و دلش شیر می خواست و نمی گفت و من هم پیشنهاد ندادم و گریه می کرد. دلتنگ شیر بود و کلافه. می گفت بابا بغلم کنه و راه بره و برام قصه بگه...تا نزدیک های صبح با بابا راه رفتند و نشستند و قصه گفتند و خلاصه شب را سحر کردند..

از پریروز نخورده بود تا اینکه امروز صبح باز گفت تو رو خدا اجازه بده ببینم خوب شده اند یا هنوز تلخ اند؟ کمی خورد. تلخ بود باز هم خورد و بعد با دهانی تلخ که طفلک زبونش را بیرون آورده بود آب خواست.

دلم واقعا برایش می سوزد که با اینکه گاه تلخ هست ولی چون دلش می خواهد بخورد تلخیش را تحمل می کند.

دوست ندارم بگویم شیر نمی دهم..برای همین هر وقت می خواهد یعنی می بینم واقعا دلش تنگ شده بهش می دهم.

ولی وقتی حس کنم میتواند بیشتر تحمل بکند سرش را با بازی گرم می کنم...

خیلی بهتر از انتظار من کنار آمده با موضوع و در طول روز و موقع خواب اصلا درخواست شیر نمی کند. تنها نصفه شب یا صبح زود هست که دلش می خواهد...آن هم به تدریج انشاا... عادت خواهد کرد.

در طول روز طی تماس های تلفنی که داشتم و طی صحبت با همسرم به موضوع بزرگ تر شدن کیاراد و اینکه دیگر کیاراد بزرگ تر شده و برای همین سی نه ها تلخ شده اند با خوشحالی اشاره می کردم که کیاراد غیر مستقیم این مکالمه را بشنود و باورش شود.

برایش توضیح داده ام که این اتفاق برای همه می افتد. برای خود من و بابا هم همین اتفاق افتاد که بعدا بزرگ تر شدیم و مامان و بابا شدیم. دوستانش و آشناها را اسم می برم و می گویم که برای همه چنین اتفاقی می افتد و این موضوع  تلخ شدن سی نه ها تقصیر کیاراد نیست. هر روز بیشتر از از کیاراد و توانایی هایش (به جا البته) تعریف می کنیم. من و همسر هم به همدیگر که کیاراد مخاطب غیر مستقیم باشد و هم مستقیما به خود کیاراد.

تکمه های آسانسور را کیاراد فشار می دهد، کنترل تلویزیون و دیویدی پلیر همیشه دست کیاراد است برای تنظیم برنامه ها، برای مامان قصه تعریف می کند و چند تا کار ریز و درشت دیگر که همه را انجام می دهد و من هر بار تاکید می کنم که واقعا خیلی بزرگتر شده ای عزیزم که می توانی این کار ها را به خوبی انجام دهی.

به نظر من در این سن یعنی دو سال و بالاتر شیر خوردن دیگر نیاز تغذیه ای نیست و نیاز روانی هست و برای همین خیلی خیلی با ظرافت باید اینکار یعنی از شیر گرفتن انجام بگیره.چرا که کودک احساس آرامش و امنیت می کند در آغوش مادر. وقتی مادر اجازه می دهد که کودکش شیر بخورد شاید برای کودک چنین معنا بدهد که هنوز مادرم دوستم دارد. همه چیز مرتب است و هیچ خطری نمی تواند امنیتش را بر هم بزند و او را از مادر جدا کند. برای همین وقتی کودک ببیند که مادر نمی خواهد به او شیر بدهد بسیار غصه دار می شود...چرا که انگار دوست داشته شدن و آغوش گرم مادر را از او می گیرد.

در این وبلاگ ها هم در مورد از شیر گرفتن کودکان توضیحات بسیار مفیدی ارائه شده است که آنها هم مسالمت آمیز هستند و کودک را زیاد آزار نمی دهند.

لیلی عزیز مادر مهربان آراز قهرمان

نسرین عزیز مادر مهربان باران نازنین

مادر مهربان سبزترین البرز




+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 12:30  توسط پروین  | 

هیچ گاه كاری را كه كودك می تواند برای خودش بكند برایش انجام ندهید. این قانون آن قدر اهمیت دارد كه باید بارها تكرار شود. «سحر، پنج ساله نور چشم مادرش بود. بی نهایت زیبا بود و مادر هم به او لباس های زیبا می پوشانید، هفته ای چهار بار به حمام می برد و موهایش را برس می زد و شانه می كرد. بند كفش هایش را می بست و دكمه هایش را می انداخت. سحر یك عروسك كامل بود. شاد و سرحال و جذاب اما نمی توانست جوراب هایش را بپوشد. نه پشت و روی لباسش را تشخیص می داد و نه كفش چپ و راست را!» اگر مادر سحر درك می كرد كه چه بر سر فرزندش می آورد، وحشت می كرد. او خود را مادر كاملاً شیفته ای می داند كه همه زندگی اش را وقف خدمتگزاری به دخترش كرده است. اما مادر با این كار دارد به سحر می آموزد كه دختری است حقیر، درمانده، وابسته، بی كفایت و بی فایده. تا یك سال دیگر سحر باید به مدرسه برود آن وقت مادر آن جا نیست كه همه كارها را برایش انجام بدهد. هرگاه برای كودك كاری كنیم كه خودش می تواند برای خود انجام دهد به زبان بی زبانی به او می گوییم كه از او بزرگتر، بهتر، لایق تر، ماهرتر، باتجربه تر و مهم تر هستیم و پیوسته برتری خیالی خود را بر حقارت فرضی او به تماشا می گذاریم. آن گاه از خود می پرسیم چرا فرزندمان بی كفایت است و نارسایی دارد؟ از همان اوان طفولیت، كودكان به ما نشان می دهند كه دوست دارند كاری برای خود انجام دهند. نوزاد دست دراز می كند قاشق را بردارد. زیرا می خواهد به خود غذا بخوراند. ما برای پرهیز از بروز كثافتكاری، اغلب اوقات كودكان را از این كار منصرف می كنیم و بدان وسیله در آن ها ایجاد یأس و خودپنداری نادرست می كنیم. تمیز كردن كودك از بازگردانیدن شجاعت از دست رفته به او، بسیار آسان تر است. به محض این كه كودك نشان می دهد می خواهد كاری برای خود انجام دهد باید از فرصت استفاده كنیم و در صورت امكان، اجازه دهیم به كارش ادامه دهد. برای آن كه كودك به خود و دیگران كمك كند فرصت های بی شماری وجود دارد كه از تصور بیرون است. ای بسا كودك نیازمند كمك، سرپرستی، تشویق و آموزش باشد. طبیعی است كه باید این ها را در اختیارش قرار بدهیم. ما نه حق داریم كارهای او را برایش انجام بدهیم، و نه حق داریم از این كه به دلخواه با ما تشریك مساعی كند، بازش بداریم. كوچولویی كودكان بسیار دلنشین است. هنگامی كه می بینیم كودكی در انجام آن چه می كوشد انجام دهد با مشكل روبه روست، واكنش وسوسه آمیز اولیه ما این است كه به كمك او بشتابیم اما باید مراقب این وسوسه باشیم. بدون آن كه بدانیم جریان از چه قرار است، اغلب به خود اجازه می دهیم تا كوشش او را به هدر دهیم زیرا طبق عادت این كار را انجام می دهیم. بچه ها از این كه برایشان كاری انجام شود، لذت می برند. این كه انسان بتواند دستور بدهد دیگران كاری برایش انجام دهند به شخص احساس قدرتمندی خاص می بخشد. از سوی دیگر، اگر به كودك هم فرصت داده شود كه برای دیگران خدمتی انجام دهد، از توانایی خود لذت می برد. هنگامی كه كودك بزرگ می شود، گرایش طبیعی اش این است كه برای خود و دیگران كارهایی انجام دهد. با این همه چه بسا، این گرایش در اثر ترس، رفتار حمایت آمیز پدر و مادر و خدماتی كه برای او انجام می دهند، كاهش بیابد. كودك تصور می كند توانایی ندارد برای خود كاری انجام دهد، بی كفایت است و توانایی خود را دست كم می گیرد. بارها پیش آمده است كه می خواهیم با شتاب كاری را انجام دهیم یا عادت داریم كارها را خودمان انجام بدهیم، ای بسا متوجه نشده باشیم كه كودك آمادگی آن را یافته كه مسوولیت كارها را به عهده بگیرد. در این صورت به دست خودمان توانایی های كودك را ریشه كن می كنیم. باید بین داشتن توقع بیش از اندازه از كودك كه نوعی اعمال نفوذ شمرده می شود و اعتماد داشتن به توانایی های او كه نوعی احترام گذاشتن به كودك است، تفاوت قایل شویم. هر مادری هیجان نخستین گامی را كه فرزندش برداشته است، به یاد دارد. فیلم های خانوادگی و عكس های خاطره انگیز بی شماری شاهد این رویداد هیجان انگیزند. هر آینه پدر و مادر نسبت به مراحل مختلف رشد فرزندان خود هوشیار باشند. فرصت های بی شماری برای تجربه همان هیجان زدگی غرورانگیز در تمامی مدت زندگی كودك، روی می دهد. روندی كه منجر به برداشتن نخستین قدم كودك شد، باید در دیگر مراحل رشد كودك تكرار شود. مادر گامی از كودك عقب می كشد، دست هایش را دراز می كند، آن قدر كه در دسترس كودك نباشد و بدین سان كودك را تشویق می كند و برای آن كه مستقل از حمایت او حركت كند، به او احساس حركت دست می دهد. كودك می كوشد و هنگامی كه موفق شد دست مادر را بگیرد، غرق در احساس پیروزی می شود و مادر هم از موقعیت خود بر سر ذوق می آید. بنابراین در زمینه های دیگر هم می توانیم گامی به عقب بگذاریم و به كودك فضای حركت كردن بدهیم. كمك خود را از او دریغ كنیم اما در عوض مورد تشویقش قرار دهیم.



مطلب بالا را از این جا کپی کرده ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 16:14  توسط پروین  | 

برای این موضوع من 2 تا مطلب خوندم. یکی  از سایت babyzone.com (اینجا) که برای بچه های به سن 65 و 66 هفته نوشته شده و خلاصه خلاصه اش این میشه که تلویزیون بدلیل داشتن سرعت بالای تصاویر متحرک هر چند سر گرم کننده است ولی بچه رو گیج و خسته میکنه و باعث میشه قدرت تمرکز بچه تقویت نشه و در نتیجه وقتی به حدود 7 سالگی میرسه با یه بچه بیش فعال دست به گریبان خواهیم بود...( اصل مطلب رو خودتون بخونین لطفا متاسفانه من فرصت نکردم کاملش رو بنویسم.)

مطلب بعدی در همین موضوع رو از سایت babycenter.com خوندم. عنوان مطلب هست:

راهنمای تماشای تلویزون برای بچه های نوپا

خلاصه بحث این هست که برای بچه های بالای 2 سال می توانند روزانه یک تا 2 ساعت تلویزیون تماشا کنند و زیر 2 سال اصلا نباید تماشا بکنند.

با این روش ها میشه از تلویزیون بعنوان یک وسیله آموزشی استفاده کرد:

1- مدت زمان تماشای تلویزیون توسط بچه نوپا رو محدود کنین

برای بچه های زیر 2 سال باید زمان تماشای تلویزیون به حداقل ممکن برسد. بعد از 15 دقیقه اجازه دهید ذهن کودک استراحت بکند... در زمان های غذا خوردن تلویزیون رو خاموش کنین. در اتاق خواب نباید تلویزیون وجود داشته باشد.

2- مراقب برنامه ای که تماشا می کنند باشید نه صرفا تلویزیون

برنامه های تلویزیون رو یادداشت بکنید و برنامه مناسب رو اجازه بدهید کودکتان نگاه کند و بعد تلویزیون را خاموش کنید. به این ترتیب او یاد می گیرد که چه چیز را ببیند و کی ببیند.

3- برنامه های آرام رو انتخاب بکنین

برنامه های آرام این امکان رو به کودک می دهند که در مورد آنچه میبیند فکر کند و اطلاعات رو جذب نماید. برعکس برنامه های سریع و نا آرام او را گیج می کنند. برخی تحقیقات نشان می دهند که برنامه های نا آرام و خشن باعث بروز رفتار های خشونت آمیز در بچه ها می شود. بهترین برنامه آنهایی هستند که کودک را مجبور می کنند همراه برنامه آواز بخواند یا برقصد و فعال باشد.

4- همراه با کودک نوپا خود تلویزیون تماشا بکنید.

در یک مطالعه افراد در 3 گروه بررسی شدند. گروه اول دسترسی غیر محدود به تلویزیون داشتند.گردوه دوم دسترسی محدود داشتند ولی والدین آنها را در تماشای تلویزیون همراهی نمی کردند. گروه سوم دسترسی محدود داشتند ولی والدین شان همراه آنها تماشا می کردند. مشخص شد که نمرات درسی گروه سوم بسیار بالاتر است . فقط بودن والدین همراه آنها این پیام را به کودک می رساند که آنچه آنها انجام می دهند برایتان مهم هست. البته همه ما زمانهایی داریم که نمی توانیم همراه کودکمان باشیم. ولی رها کردن کودک بمدت طولانی جلوی تلویزیون این پیام را دارد که برایمان مهم نیست که تو (کودک) چه برنامه ای را میبینی.

گاه میتوانیم بخشی از کارهای روتین خانه را در اتاق تلویزیون انجام دهیم تا همراه فرزندمان باشیم و هر دو لذت ببریم.

5- کمک کنید کودک با دید انتقادی تماشا بکند.

توضیح دهید که چه اتفاقی داره میفته و تشویقش کنین که در مورد آنچه اتفاق میفته سوال بکنه. اگر برنامه ضبط شده است یا DVD هست پخش برنامه رو نگه دارین و توضیح بدین. اگر هم از تلویزیون پخش میشه تفاوت آگهی تبلیغاتی و خود برنامه رو بهش توضیح بدین.

6- برنامه های تلویزیون رو با استفاده از کتاب یا فعالیت های دیگه گسترش بدوین و توضیح بدین.

موضوع برنامه ای رو که باهم دیدین رو به زندگی روزمره هم ربط بدین. مثلا اگر در مورد اعداد برنامه ای دیدین میتونین به هنگام چیدن میز از اعداد استفاده کنین...


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 14:42  توسط پروین  | 

تکامل یا نمو

هر چند تکامل همانند رشد در کلیه اعضا و اندامها صورت میگیرد ولی مهمترین آنها تکامل عصبی و روانی است .

تکامل عصبی و روانی جنبه های مختلفی دارد که بسیار به هم شبیهند ولی بررسی چهار جنبه آن مهم تر و مشخص تر میباشد که عبارتند از: حرکت و تحرک ، زبان و تکلم ، شناسایی و رفتار اجتماعی ، فعالیتهای تطبیقی . مواردی که ذکر میشوند در مورد همه بچه ها دقیقا تطابق نمیکند توجه کنید رشد و نمو در انسان تابع عوامل بسیاری از جمله وراثت و محیط است و در انسانی تا انسانی دیگر متفاوت است. ما فقط کلیات را ذکر میکنیم.

1- حرکت و تحرک :

نوزاد در روزهای اول پس از تولد حالت اسپاسم و انقباض در اندامها دارد و حرکات نامنظم و غیرقرینه و اغلب بدون مقصودی انجام میدهد. درصورتیکه به شکم خوابانده شود سر به یک طرف چرخیده و اندامها قرینه قرار میگیرند . درصورتیکه به روی شکم بصورت افقی نگاهداشته شود کنترل سر نداشته و سر کاملا خم میشود . اگر با کشیدن دستهای نوزاد وی را کاملا از حالت خوابیده به نشسته بکشانیم سر کاملا به عقب میافتد .

رفلکسهای ابتدایی کودک بخش مهمی از فعالیتهای وی را تشکیل میدهند که مهمترین آنها عبارتند از:

رفلکس مورو : وقتی کودک را مانند انداختن رها میکنیم حالت تدافعی به خود گرفته دستها کاملا باز میشوند و پنجه ها حالت ستاره ای به خود میگیرند .

رفلکس مورو

رفلکس چنگ زدن : نوزاد انگشت شما را چنگ زده محکم میگیرد.

رفلکس جستجو : رفلکسی طبیعی برای جستجوی سینه است که معمولا با تحریک صورت با انگشتان هم پاسخ میدهد . نوزاد سر خود را به دنبال عامل محرک می چرخاند.

رفلکس مکیدن و رفلکس قدم گذاشتن ... رفلکسها بیشترند ولی مهمترین آنها ذکر شده است.

در طی 3 تا 4 هفته بعد حالت اسپاسم عضلانی کاهش پیدا کرده و در صورتیکه به شکم خوابانده شود گردن محکم تر است و درصورتیکه به روی شکم افقی قرار گیرد سر را برای لحظه ای بلند میکند تا در سطح بدن قرار گیرد .

در حدود هفته 8 کنترل سر بهتر شده سر را به خوبی به اطراف حرکت میدهد و درصورتیکه به روی شکم به طور افقی نگاهداشته شود سر را در سطح بدن قرار میدهد ولی هنوز هم وقتی از حالت خوابیده به نشسته او را بکشانید سر را به عقب پرتاب میکند .

در حدود سه ماهگی در حالت خوابیده روی شکم سر را بلند میکند و در صورتیکه به روی شکم افقی نگاهداشته شود سر را بالاتر از تنه نگه میدارد . در حالت کشیدن از خوابیده به نشسته سر کمی به عقب برمیگردد . رفلکسهای نوزادی تا این سن خیلی کم شده اند یا کاملا از بین رفته اند.

در حدود چهار ماهگی در حالت خوابیده روی شکم سر و سینه را بلند میکند. کنترل سر خوب بوده و در حالت کشیده شدن از خوابیده به نشسته سر به عقب نمیافتد . در این سن کودک میتواند با داشتن تکیه گاه بنشیند که در این صورت سر به جلو خم میشود.

در حدود 4 تا 5 ماهگی کودک غلتیدن انجام میدهد که در ابتدا از حالت خوابیده به شکم و سپس معکوس انجام میشود.

در حدود 6 تا 7 ماهگی کودک ابتدا با داشتن تکیه گاه و یا تکیه روی دستهای خود در حالیکه کمی به جلو خم شده و پس از 3 تا 4 هفته بدون تکیه گاه میتواند بنشیند در حالیکه پشت او خمیده و قوز است . در حالت ایستاده با کمک میتواند قسمت اعظم وزن بدن خود را تحمل کند و حرکات جهشی روی پاها انجام دهد . اشیا را به حالت چنگ زدن میگیرد.

در 8 تا 10 ماهگی نشستن بهتر شده و حالت قوز پشت صاف میشود و ابتدا در حالت خوابیده روی شکم چرخیده و به تدریج خزیدن یا چهاردست و پا انجام میدهد. در این سنین به تدریج از انگشت شست دست به عنوان مقابل سایر انگشتان استفاده کرده و اشیا را در حالیکه شست را دربرابر بقیه انگشتان قرار میدهد میگیرد.

در 10 تا 12 ماهگی به تدریج ابتدا برای چند لحظه و سپس طولانی تر می تواند بایستد و با کمک از مبل یا دیوار می تواند راه برود.

در 12 تا 14 ماهگی به تدریج راه رفتن را شروع کرده و میتواند اشیای کوچک را با کمک انگشت شست و سبابه بردارد.

از 14 تا 16 ماهگی بدون کمک به خوبی راه رفته و از پله ها چهاردست و پا بالا میرود.

در 18 تا 20 ماهگی به زحمت میتواند بدود و در صورتیکه دست وی نگاهداشته شود از پله ها به صورت پله پله بالا میرود. و پس از چند هفته می تواند با کمک از پله ها پله پله پایین بیاید. در یک صندلی کوچک به خوبی مینشیند.

در 2 سالگی می تواند براحتی دویده و یا از پله ها بصورت پله پله بالا و پایین برود و یا از صندلی یا مبل خود را بالا بکشد .

در حدود 5/2 سالگی می تواند جست بزند ، توپ را لگد بزند و از دستهای خود برای انجام کارها به خوبی استفاده کند.

در 3 سالگی می تواند از پله ها با گذاشتن پاها بصورت یک در میان و متناوب بالا برود. سه چرخه براند و برای چند لحظه روی یک پا بایستد و از یک پله پایین بپرد.

در 4 سالگی می تواند از پله ها با گذاشتن یک در میان پاها پایین بیاید، یک پا جست بزند، توپ را براحتی شوت کند و کاغذ یا پارچه را قیچی نماید.

در 5 سالگی می تواند پرش کند و روی یک پا لی لی نماید.

در طی سالهای مدرسه مهارتش بیشتر میشود و مخصوصا از دست خود برای انجام کارهای ظریف استفاده میکند.

2- زبان و تکلم :

در هنگام تولد صدای کودک را فقط گریه های او تشکیل میدهد ولی پس از ماه اول بتدریج صداهای درهمی از گلوی وی خارج میشود.

در 2 تا 3 ماهگی این صداها بیشتر شده و اغلب شامل حروف باصدا میشود.

در 5 تا 6 ماهگی صدای کودک تکرار همان حروف باصداست.

در 8 تا 9 ماهگی میتواند بعضی از کلمات مثل ماما یا بابا را تکرار کند بدون آنکه مفهوم خاصی برایش داشته یاشد.

در یکسالگی کلمات ساده را تقریبا با مقصود بیان میکند.

در 15 ماهگی چندین کلمه ساده را با منظور بیان میکند.

در 18 ماهگی تعداد کلمات بسیار میشود و با نشان دادن اشیا یا عکس نامشان را میگوید و دستورات ساده را اجرا میکند.

در 2 سالگی میتواند جملا بسیار ساده مرکب از دو یا سه کلمه را بیان کرده و بعضی از قسمتهای بدن خود را با اشاره نام ببرد.

در 5/2 سالگی نام کامل خود را میداند و میتواند بیان کند و در جملات از کلمه "من" استفاده میکند.

در 3 سالگی سن و جنس خود را میداند و در صورت پرسش جواب میدهد. میتواند تا سه بشمرد و کلمات چند سیلابی را ادا میکندو اسمها را در صورت لزوم به صورت جمع بیان میکند. اشعار و تصنیفهای کوتاه یاد میگیرد.

در 4 سالگی اشیا را تا چهار براحتی می شمارد و می تواند داستان ساده کوتاهی بگوید.

در 5 سالگی می تواند نام چند رنگ را بدرستی بگوید، جملات ده سیلابی را به درستی تکرار کند، تا 10 بشمارد و در مدرسه مهارت او در تکلم بیشتر خواهد شد.

3- شناسایی و رفتار اجتماعی :

نوزاد در هفته های اول چندان توجهی به اطراف ندارد و فقط به اشیا و نوری که در وسط میدان دیدش باشد خیره میشود. در این حالت خیره شدن چشم از چرخش بدن تبعیت نمیکند که به آن اصطلاحا "چشم عروسکی" گفته میشود. حرکات منظم و صداهای یکنواخت مثل حرکات گهواره یا موسیقی ریتم دار با فرکانس بالا و همچنین صدای مادر به او آرامش میدهد. با صدای بلند سر را به آن سو می چرخاند.

از هفته 3 و 4 گاهگاه لبخند میزند و بتدریج به اشیا و بخصوص اشخاص توجه بشتری نشان میدهد و با چشم آنها را تعقیب میکند.

در 2 ماهگی نور و اشیا بزرگ و اشخاص متحرک را تا حدود 90 درجه از خط وسط با چشم دنبال میکند و هنگام صحبت کردن و خندیدن با او می خندد.

در 3 تا 4 ماهگی به اشیا و اسباب بازیهای بزرگ و مخصوصا دارای صدا یا نور توجه خاصی می نماید و سعی میکند آنها را بگیرد و پس از گرفتن به دهان می برد. در آغوش مادر احساس لذت میکند و حمام گرفتن در وان برایش شادی آور است.

در 4 تا 5 ماهگی تماس با افراد آشنا بخصوص وقتی با وی بازی یا صحبت کنند لذت بخش است. با صدای بلند می خندد و اگر تماس یکباره با وی قطع شود احساس ناراحتی کرده و حتی به گریه می افتد. با دیدن شیشه شیر و غذا دچار شادی و هیجان می شود.

در 6 تا 7 ماهگی توجه خاصی به قیافه های آشنا پیدا میکند و از دیدن چهره های غریبه ناراحت میشود. تغییرات قیافه مخاطب وی مثل خنده،اخم و عصبانیت در وی اثر میگذارد و واکنش نشان میدهد. به تصویر خود در آینه توجه کرده و آنرا نوازش میکند.

در 8 تا 10 ماهگی والدین و افراد خانواده و یا کسانیکه با وی تماس نزدیک دارند را به خوبی میشناسد و با صدای آنها آشنایی پیدا میکند بطوریکه وجود مادر در اطراف وی حتی صدایش به وی آرامش میدهد. نام خود را تا حدودی تشخیص میدهد. به اسباب بازی علاقه زیادی نشان میدهد و در صورتیکه اسباب بازی با پارچه پوشانده شود با برداشتن پارچه آن را پیدا میکند. بازی "دالی موشه" مورد توجه وی است. در صورتیکه شیئی در دست داشته باشد و از وی تقاضا شود آنرا پس میدهد هر چند آنرا کاملا رها نمیسازد. کارهای ساده از قبیل دست زدن و بای بای کردن را می تواند یاد بگیرد.

در 10 تا 12 ماهگی با نام اغلب اشیا آشنایی پیدا کرده و با اسباب بازی ساده از قبیل توپ یا عروسک بازی میکند. شیئی را در صورت تقاضا پس میدهد و آنرا رها می سازد.

در 15 ماهگی اشیا و چیزهایی را که دوست دارد با اشاره نشان میدهد و نام اشیا بسیار آشنا را که نام ساده ای دارند بیان میکند.

در 18 ماهگی بسیاری از اشیا و حیوانات و اشخاص و حتی عکس آنها را می شناسد و نام می برد. خودش غذا میخورد و در صورت ناراحتی کمک می طلبد. اسباب بازیهایی را که نخ دارند از قبیل ماشین میکشد و عروسک را در آغوش گرفته نوازش میکند.

در حدود 2 سالگی با قاشق میتواند غذا بخورد. در لباس پوشیدن و درآوردن کمک میکند و احتیاجات و خواسته های خود را بیان می نماید. مدفوع و ادرار خود را خبر میدهد و میتواند از نظر توالت رفتن تربیت شود. به داستانهای عکس دار گوش میدهد و صفحات کتاب را یکی یکی ورق میزند. به توپ در صورت تقاضا لگد میزند.

در 5/2 سالگی از خود به صورت "من" در جملات نام می برد و نام کامل خود را میداند.

در 3 سالگی سن و جنس خود را میداند و در بازیهای ساده با بقیه کودکان شرکت میکند. میتواند دست خود را بشوید.

در 4 سالگی داستانهای کوتاه و ساده و یا جاهایی را که دیده تعریف میکند و در بازیهایی که بازی کننده ها نقش خاصی دارند از قبیل پدر یا مادر بودن یا دزد و پلیس یا مهمان و صاحبخانه شرکت میکند و می تواند به تنهایی توالت برود.

در 5 سالگی به تنهایی لباس خود را می پوشد و یا درمی آورد و درباره اشیا و معنی لغات پرسش میکند و 4 رنگ اصلی را می شناسد.

در سنین 3 تا 5 سالگی کودک به عاداتی که در پیرامون وی بخصوص در خانواده است و یا وی را در انجام آنها تربیت میکنند آشنا میشود و بتدریج آن عادات را به خود میگیرد. در رویاهای خاص فرو میرود و خود را در غالب اشخاص بزرگسال که در وی تاثیر گذاشته اند مثل والدین یا پزشک یا مربی مهدکودک قرار میدهد. در این سنین جنسیت اسباب بازیها هم مشخص میشود. دختران سراغ اسباب بازیهای دخترانه و پسران سراغ اسباب بازیهای پسرانه میروند. بازی پسر و دختر غالبا به صورت تقلیدی از پدر و مادر درمی آید.

در سالهای مدرسه قابلیت آموزش کودک بیشتر میشود و می آموزد بیشتر به خود متکی باشد. به اشخاص و وسایل بیرون از منزل توجه خاص نشان میدهد و بازیهای خارج از منزل وی را بیشتر سرگرم میسازد. بتدریج احساس وظیفه و مسوولیت را در موارد مختلف پیدا میکند.

4- فعالیتهای تطبیقی :

پس از دوران نوزادی کودک بتدریج به محیط خود علاقه نشان میدهد. اشیا و اشخاص را دنبال میکند در 3 تا 4 ماهگی به اشیا و یا اسباب بازیهایی که به وی عرضه شده توجه خاص می نماید و سعی میکند آنها را بگیرد و درصورتیکه شیئی در دستش قرار داده شود برای چند لحظه آنرا نگه میدارد و یا به طرف دهان می برد.

در 4 تا 5 ماهگی اسباب بازیهای ساده از قبیل جغجغه را برای مدت طولانی به دست میگیرد و آنرا برای به صدا درآوردن حرکت میدهد.

گرفتن اشیا از 6 ماهگی به بعد بتدریج از حالت چنگ زدن خارج شده و در حدود 9 ماهگی کودک از انگشت شست خود در برابر سایر انگشتان برای گرفتن و برداشتن اشیا استفاده میکند.

در 7 ماهگی اشیا را از یک دست به دست دیگر منتقل میکند و می تواند بیسکویت را به دست گرفته و بخورد.

 در حدود 9 تا 10 ماهگی اشیا کوچک مانند تیله را با انگشت شست و سبابه برمیدارد و شیئی را که در دست دارد در صورت تقاضا پس میدهد هرچند که نمی تواند آن را رها سازد. درصورتیکه دو جسم مثلا دو مکعب به وی داده شود آنها را به یکدیگر می زند. می تواند از لیوان آب بخورد.

در حدود یک سالگی پس دادن شی با رها کردن همراه میشود. در این سن کودک به اشیا مختلف علاقمندی نشان می دهد و مثلا اشیا روی میز یا داخل کشو را برمیدارد.

در حدود 15 ماهگی درصورتیکه به او آموزش داده شود می تواند دو مکعب را روی یکدیگر بچیند و با مدادرنگی خط بکشد و جسم کوچکی مثل تیله را درون بطری بیندازد.

در حدود 18 ماهگی می تواند سه مکعب را روی هم قرار دهد و با مداد روی کاغذ خطهای درهم بکشد و خط عمودی را تقلید کند و کتاب را هر دو یا سه صفحه یک ورق بزند.

در حدود دو سالگی می تواند شش مکعب را روی هم بچیند و یا مکعبها را به صورت قطار دنبال هم قرار دهد. دایره و خط افقی را تقلید کند و کاغذ را تابزند. در این سنین کودک بسیار علاقمند است در کارهای خانه ازقبیل جاروزدن و تمیزکردن تقلید نماید.

از 5/2 سالگی می تواند برجی از روی هم گذاشتن هشت مکعب بسازد و خطوط دایره مانند بکشد.

در 3 سالگی می تواند برج 9 تا 10 مکعبی بسازد و درست کردن پل با سه مکعب را تقلید کند. با مداد علامت بعلاوه را تقلید می نماید و دایره را از روی شکل آن میکشد. می تواند کفشهایش را بپوشد و یا دکمه های لباس خود را باز کند.

در 4 سالگی می تواند ساختن دروازه را با 5 مکعب تقلید کند. علامتهای ضربدر و بعلاوه و مربع را از روی شکل آنها بکشد و شکل آدم را با سر و 2 تا 4 قسمت دیگر بدن نقاشی کند. از دو خط خط بلندتر را تشخیص میدهد.

در 5 سالگی می تواند مثلث را از روی شکل آن بکشد و از بین دو جسم جسم سنگین تر را مشخص کند. شکل آدم را با قسمتهای اصلی آن بکشد. اشیا را تا 10 می شمارد و می تواند حروف الفبا را در نوشتن تقلید کند.

در سنین مدرسه کودک بتدریج نوشتن و نقاشی و بسیاری کارهای ظریف دیگر را می آموزد.

 

پ.ن.: از همه دوستان عزیز پوزش می طلبم که پست این مطلب به درازا کشیده شد و بین مطالب رشد و تکامل فاصله زمانی زیادی افتاد... در پست آینده سعی بر این دارم خلاصه ای از معیارهای رشد و نمو بر حسب سن کودک را مطرح کنم تا بدین وسیله ارتباط دو مطلب مشخص تر شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 23:43  توسط شایلی مامان شاینا کوچولو  | 

رشد و تکامل مجموعه تغییرات کمی و کیفی است که در طی زمان کودک نوزاد را به یک بزرگسال بالغ تبدیل میکند و به عنوان مهمترین معیار تندرستی کودک شناخته میشود . رشد همان تغییرات فیزیکی در اندازه های بدن است و تکامل تغییرات در کار از نظر کیفی می باشد که هرچند مستقیما قابل اندازه گیری نیست ولی روشهای کلی بررسی آنهم وجود دارد . از آنجایی که این دو عامل از مهمترین دغدغه های والدین هستند سعی میکنیم طی چند پست آینده کلیات آنها را بررسی کنیم . مطالب این پستها از کتب پزشکی طب کودکان گرفته شده که تلاش کردیم آنها را به زبان ساده و روان توضیح دهیم...

رشد و تکامل حتی در کودکان سالم و طبیعی بسیار با یکدیگر متفاوت است و شاید بتوان گفت هر کودکی برای خود رشد و تکامل ویژه ای دارد که این اختلاف صرفنظر از عوامل غیرطبیعی و بیماریزا به ژنتیک و نژاد و محیط بستگی دارد . بنابراین نکات و کلیاتی که در این مطالب گفته میشود در جزییات ،درمورد همه صدق نمیکند .

یکی از رایج ترین روشهایی که اکثرا با آن آشنایی داریم و برای سنجش تکامل و مخصوصا رشد اعمال میشود روش "صدک" یا "درصد" یا "پرسنتایل" می باشد. در این روش معیار بر 100 قرار دارد بدین معنی که فرض میشود اگر جمع کل تعداد افراد نمودار 100 نفر باشد شخص مورد نظر با کدامیک از افراد شباهت دارد و یا روی کدام منحنی است و درنتیجه چه تعدادی از افراد در رده پایین تر و چه تعداد در رده بالاتر قرار دارند . مثلا اگر نمودار وزن را در نظر بگیریم و کودک مورد نظر روی منحنی 25 پرسنتایل باشد نتیجه میشود از هر 100 کودک 24 نفر وزن کمتر و 75 نفر دارای وزن بیشتر از کودک مورد نظر دارند . کودک با رشد نرمال کودکی است که پرسنتایل خود را در طول دوره رشد حفظ کند البته تا حدودی و افت یا افزایش ناگهانی پرسنتایل نداشته باشد.

رشد

مهمترین معیارهایی که درمورد رشد بکار میروند شامل وزن ، قد و اندازه دور سر هستند.

1- وزن : وزن کودک نوزاد طبیعی بطور متوسط 4/3 کیلوگرم و حدود آن در منحنی های 5 تا 95 درصد تقریبا 5/2 تا 4 کیلوگرم می باشد . وزن پسر هنگام تولد مختصری بیشتر از دختر و فرزند اول معمولا کمتر از فرزندان بعدی می باشد . در چند روز اول پس از تولد نوزاد مختصری وزن خود را از دست میدهد و سپس شروع به افزایش وزن میکند بطوریکه در روزهای هفتم تا دهم تقریبا برابر وزن هنگام تولد میگردد . پس از آن رشد نوزاد سریع میشود بطوریکه در هفته های اول روزانه 30 گرم و در 5 ماه اول بطور متوسط روزانه 20 گرم افزایش وزن پیدا میکند و در سن حدودا 4 ماه تمام وزنش تقریبا دو برابر وزن هنگام تولد میگردد . پس از ماه پنجم تا سال اول بطور متوسط کودک حدود 15 گرم در روز افزایش وزن دارد و در یکسالگی وزن وی تقریبا 3 برابر وزن هنگام تولد میشود . در طی سالهای اول پسرها مختصری بیش از دخترها افزایش وزن پیدا میکنند.

سرعت افزایش وزن پس از سال اول به نسبت کاهش می یابد و کودک کم و بیش حالت چاقی ماههای اول عمر خود را از دست میدهد و در طی سال دوم کودک بطور متوسط 5/2 تا 3 کیلوگرم افزایش وزن داشته و در پایان دو سالگی وزن وی حدودا 4 برابر وزن هنگام تولد میگردد.

در طی سالهای سوم تا پنجم سالانه حدود 2 کیلوگرم به وزن کودک اضافه میشود و برخلاف سال اول در این سالها دخترها وزن بیشتری اضافه میکنند بطوریکه در 7 سالگی اندکی بیشتر از وزن پسرها میشود.

در سالهای دبستان کودک سالانه حدود 3 تا 5/3 کیلوگرم افزایش وزن دارد که وزنش در حدود 8 سالگی حدودا 7 برابر وزن هنگام تولد میگردد . در طی این سالها کودک در پاییز بیشتر و در بهار کمتر رشد میکند. پس از سالهای دبستان و شروع دوره بلوغ، رشد وزنی سریع میشود که این دوره در دخترها زودتر و حدود سنین 10 تا 12 سالگی و در پسرها 12 تا 14 سالگیست.

روشی که در بالا گفته شد روش سنجش وزن نسبت به وزن هنگام تولد است که امروزه بسیاری از متخصصین وزن اولیه کودک را معیار سنجش در نظر نمیگیرند. هرچند که خیلیها معتقدند برای سنجش و بررسی رشد وزنی کودک باید هر دو روش بالا و روشی که الان ذکر میکنیم را بررسی نمود.

روش بعدی روش فرمولی است که از روابط زیر پیروی میکند...

وزن به کیلوگرم در 3 تا 12 ماهگی = (سن به ماه + 9 ) / 2

وزن به کیلوگرم در 1 تا 6 سالگی = (سن به سال * 2 ) + 8  

وزن به کیلوگرم در 6 تا 12 سالگی =( (سن به سال * 7 ) – 5 ) / 2

 

- فرمولها از سمت راست نوشته شده اند.

علامت * همان ضربدر است.

2- قد : قد نوزاد بطور متوسط 50 سانتیمتر و در نمودار صدک 5 تا 95 تقریبا 46 تا 54 سانتیمتر است . قد پسر کمی بلندتر از دختر است.

رشد قدی در ماههای اول به نسبت زیاد بوده و قد کودک در 6 ماه اول حدود 15 سانتیمتر و در 6 ماه دوم سال اول حدود 10 سانتیمتر افزایش می یابد که باز هم در پسرها اندکی بیشتر از دخترهاست . در یک سالگی قد کودک حدود 75 سانتیمتر می باشد. در طی سال دوم افزایش قد حدود 10 تا 12 سانتیمتر و از سالهای سوم تا ششم سالیانه حدود 6 تا 8 سانتیمتر است و قد در 4 سالگی حدود 2 برابر هنگام تولد میگردد . تا حدود سن 5 تا 6 سالگی قد کودک معمولا بطور خوابیده اندازه گیری میشود و پس از آن به صورت ایستاده . قد درحالت خوابیده مختصری از ایستاده بیشتر است.

در سالهای دبستانی رشد قدی حدود 6 سانتیمتر در سال بوده و در سن 13 سالگی قد تقریبا 3 برابر هنگام تولد میشود . در دوران بلوغ قد هم سریعتر رشد میکند که در دخترها زودتر از پسرها این اتفاق می افتد.(مراجعه شود به و وزن) . پسرها معمولا در انتها قد بلندتری از دخترها دارند.

مانند وزن قد هم از فرمولهایی تبعیت میکند...

قد به سانتیمتر در 2 تا 12 سال = (سن به سال * 6 ) +77

فرمولهای بالاتر از 3 سال در دخترها و پسرها متفاوتند که ما در این نوشته قصد ارائه تمام فرمولهای رشدی نیستیم و برای جلوگیری از سخت شدن مطلب از ذکر بقیه خودداری میکنیم.

باید توجه داشت از نظر رشد طولی قسمتهای مختلف به یک نسبت رشد نمیکنند . در هنگام تولد اندامها کوتاهترند و پس از چند ماه اول اندامها رشد طولی بیشتری نسبت به تنه پیدا میکنند.

3- دور سر : سر کودک هنگام تولد نسبت به بقیه بدن بزرگتر است زیرا سر 75 درصد رشد خود را انجام داده درصورتیکه سایر قسمتها فقط حدود یک دهم رشد خود را به پایان رسانده اند. دور سر یعنی اندازه پیرامون سر که در هنگام اندازه گیری با متر در جلو از ناحیه پیشانی و در عقب از ناحیه برجستگی پشت سر میگذرد . این اندازه هنگام تولد بطور متوسط حدود 35 سانتیمتر و حدود اندازه در صدک 5 تا 95 تقریبا 32 تا 37 سانتیمتر می باشد . طول سر حدود یک چهارم قد در هنگام تولد است ولی در بزرگسالی یک هشتم طول بدن را تشکیل میدهد. در ماههای اول بعد از تولد رشد سر به نسبت زیاد است و در شش ماه اول حدود 8 تا 10 سانتیمتر افزایش می یابد و در 6 ماه دوم افزایش حدود 3 سانتیمتر بوده و دور سر در یک سالگی حدود 47 سانتیمتر میگردد . افزایش دور سر در سال دوم حدود 2 سانتیمتر و در سالهای بعد از این هم کمتر می باشد بطوریکه در 5 تا 12 سالگی جمعا 2 تا 3 سانتیمتر به اندازه دور سر اضافه میشود . فرمول زیر برای کودکان شیرخوار بکار برده میشود...

اندازه دور سر به سانتیمتر در شیرخواران = ( قد به سانتیمتر / 2 ) + 10

 

پ.ن.: در ادامه به بررسی تکامل خواهیم پرداخت...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 16:20  توسط شایلی مامان شاینا کوچولو  | 

نوزادان بعد از تولد

 نوزادان درون رحم بحالت خمیده قرار میگیرند و بهمین دلیل تا مدتی بعد از تولد (احتمالا تا 6 ماهگی) بدنشان خمیده است و بتدریج صاف و کشیده می شود.
نوزادان بعد از تولد دوست دارند در یک جای گرم و نرم (جایی مثل قنداق) در آغوش گرفته شوند.
 ظاهر پوست نوزادان بعد از تولد معمولا چروک بوده ( شبیه حالتی که حتی برای ما وقتی پوست مدت زیادی در آب بماند پیش می آید) و همینطور احتمال دارد در قسمتهایی از بدنشان لایه ای از ماده ای موم مانند دیده شود که همه این حالت ها کاملا طبیعی هستند. نوزادانی که بروش طبیعی متولد میشوند بعلت عبور از کانال زایمان معمولا سرشان کمی کشیده و بشکل تخم مرغ دیده میشود و ممکن است در بخشهایی از بدنشان کبودی دیده شود که جای نگرانی نبوده و با گذشت زمان به تدریج به حالت طبیعی بر میگردد.
لکه های قرمز رنگی هم ممکن است در سر و صورت نوزاد دیده شود که جای نگرانی نیست. لکه قرمز وسط پیشانی به بوسه فرشته معروف هست!!
پسر من، کیاراد، موقع تولد علاوه بر بوسه فرشته 2 تا خط قرمز کوتاه هم روی لپش داشت که منم میگفتم فرشته ها موقع خداحافظی لپش رو گاز گرفتند.!!
اولین مدفوع نوزاد که مکونیوم نام دارد برنگ سیاه یا سبز تیره میباشد که معمولا طی 24 ساعت اول بعد از تولد دفع میشود.

 اكنون که مادر شده ايم!

تولد نوزاد آغاز یک تغییر بزرگ دیگر در زندگی است. ما صاحب نوزادی میشویم که تا آخر عمر متعلق به ما بوده و نیازمند عشق و مراقبت از جانب پدر و مادرش است.
اگر مراقب خودمان باشیم، آمادگی و توانایی مراقبت از کودک عزیزمان را نیز  خواهیم داشت.


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 10:40  توسط پروین  |